بارانباران، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره

باران دختر ناز مامان و بابا

200 روز عاشقی

عزیزکم دخترکم عشق من امروز 200 روزه که تو در کنار ما هستی  باورم نمیشه خیلی زود گذشت عاشقانه دوستت دارم و برایت سالها از خدا سلامتی و خوشبختی می خواهم گل من ، تو عشق منی  این روزها که شیرینیت چند برابر شده حتی وقتی در خوابی هم به تماشای زیباترین تابلوی خلقت که صورت زیبای توست مینشینم خدایا هر چه هم تو را شکر کنم باز هم کم است خدایا متشکرم به خاطر این نعمت بزرگی که به من دادی بارانم زندگیم امیدوارم در این 200 روز مادر خوبی برای تو بوده باشم عزیزکم 200 روزگیت مبارک   . چشمات واسم یه دنیاست دلم بی تو کویره / خندت اگه نباشه دلم خیلی فقیره   ...
2 مرداد 1391

گردش تابستانه باران!

عزیز دلم اصلا فکر نمی کردم با یک گردش یک ساعته اینقدر خوشحال بشی از موقعی که رفتیم کوه صفه تا موقعی که برگشتیم یک لحظه خنده از روی لبهای قشنگت محو نشد دوست دارم همیشه خوشحال و خندان ببینمت گلم . نفس را با تو میخواهم ، تو که از نسل گلهایی / سیاهی را نکن باور ، تو خود خورشید فردایی ...
25 تير 1391

خدایا شکرت

نازگلکم عزیزم خیلی دوستت دارم بیشتر از اون چیزی که تصور کنی از خدا میخوام که هیچ وقت شرمنده تو نشیم من و بابات همه تلاشمون رو میکنیم تا تو در پناه خدا خوشبخت ترین باشی ای خدای مهربون هیچ پدر و مادری رو شرمنده بچه هاشون نکن خدایا به همه کمک کن تا شاد و خوشبخت باشن امروز تو یکی از سایتها خبری رو خوندم که دلم حسابی گرفت خبر شرمندگی یک پدر به خاطر وضع بد مالی خدایا کمکشون کن خدایا شکرت به خاطر همه مهربونیات میخوای بدونی اون خبر چی بود روزنامه خراسان نوشت: مردی با تسلیم شکوائیه ای به قاضی شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل خانه محقر و مخروبه ای را در چند کیلومتری حاشیه یکی از شهرک های مشهد خریدم اما چون وضعیت مالی مناسبی نداشتم اتاقی ...
21 تير 1391