شهریور بارانی!

سلام عزیزم دخترم نفسم

خیلی عاشقتم

شهریور ماه امسال خدا رو شکر عالی بود با همدیگه چند روزی رفتیم بروجرد و بعدش هم توی اصفهان حسابی خوش گذروندیم ! فدات بشم که عاشق تفریح کردن و پارک رفتن و خوش گذروندنی! دیگه خودت محل رو تعیین میکنی و میگی : مامانی پاشو یه سر بریم کوه صفه یا ناژوون یا هایپر 

وقتی هم میریم گردش حسابی روحیه میگیری ، چند شب پیش که منوی کوه صفه رو داده بودی همچین شاد و خرم از این طرف به اونطرف میرفتی و بلبل زبونی میکردی که نظر همه رو به خودت جلب میکردی منم به بابایی گفتم معلومه که اصلیت باران  بروجردیه از بس که عاشق دشت و کوه و بیرون رفتنه!

گفتم بلبل زبونی ماشالله خیلی ناز حرف میزنی ،ناز میکنی ،شعر میخونی و... 

دختر نازم روزی هزار بار هم که خدا رو به خاطر دادن  فرشته ای مثل تو شکر کنم بازم کمه!

دوستت داررررررررررررررررررررررررررررررررم

--------------------------------------------------------------------------------------

اینم چند نمونه از آشپزیهای باران گلی به قول خودش آبشوره!!!!!!

ای جوونم

قربون بره مامانش

يکشنبه 20 مهر 1393به قلم: رویا
باران در مرداد ماه 93

سلام دختر گلی

نازگلکم مرداد ماه خوبی داشتیم 

خدا رو شکر همه چیز عالی

چند روزی بروجرد رفتیم خیلی خوش گذشت ، توی مرداد ماه یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شد ثنا خانووم گل 

ماشاالله خیلی و ناز و دوست داشتنیه و همونطور که انتظار میرفت شما عاشقشی و خیلی دوستش داری و هر موقع خونه عمه بهشون سر میزنیم به سختی از ثنا جدا میشی

قربون دل با محبتت بشم     زندگیم

خیلی دوستت دارم و چند تا از عکسهای مرداد ماه رو برات میذارم

بووووووووووووووس برای بارانی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

باران در تولد خاله افسون

باران و تپه چغا

بااااااااااااااارااااااااااااااان

باران و دختر عمه ثنا (بوس برای دخمرای گل ناز نازی)

باران و تله سیژ ناژوان

باران و باز هم پشمک!

دوست دارممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

شیرین زبونم

پنجشنبه 20 شهريور 1393به قلم: رویا
باران در تیرماه 93!!!!!!

باران و اولین تجربه پشمک خوردن در چغا!!!!!

باران در شهربازی ملک شهر!

به حکم دخمری سوار این چرخ و فلک شدیم و من از ترس زهره ترک شدم!!!!!!

دختر گلم چند وقتیه عاشق عسک (عکس) گرفتن شده و دیگه اجازه نمیده زیاد ازش عکس بگیرم ولی خودش دایم در حال عکس گرفتن از ماست!!!!!

دوست دارم هوووووووووووووووووارتا

سه شنبه 28 مرداد 1393به قلم: رویا
باران در خرداد93!!!!!!!!

سلام عزیز دلم

این پست مربوط به خردادماه امساله

واقعا از شما و بابایی خیلی ممنونم که خیلی کمکم کردین که بتونم امتحانات میانترم و پایانترمم رو به خوبی پشت سر بگذارم ممنونم دختر گلی

خرداد و اردیبهشت امسال بیشتر از هر سال دیگه ای توت خوردم اونم به خاطر شما خانووم خوشگله بود که یکی دو ساعت بعد از مهد کودک باید حتما میرفتیم توت چیدن و اواخر خرداد دیگه خودت چوب به دست میرفتی سر وقت توتها!!!

واقعا ازت ممنونم به خاطر شیرین زبونیهات که هرچی هم بگم کمه 

خدایا از تو خیلی ممنونم به خاطر این فرشته ای که به ما دادی

باران زندگیم عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم

اینم یه جشن تولد الکیه دیگه!!(دخمری عاشق تولده و تقریبا ما هر هفته یه جشن تولد داریم!!!!!!!)

باران در حوض میدان امام مشغول آب بازی!

باران در حال توت چیدن!

باران در تولد 29 سالگی مامانش!

باران در میدان امام

باران و فاطمه خانووم (سجده) دوست صمیمی باران جوون!

باران در شهر بازی سیتی سنتر (اینجا تقریبا تفریحگاه خرداد ماهت بود هر وقت بابایی امتحان داشت با مامان میرفتی و هروقت مامانی امتحان داشت با بابایی میرفتی!)

 

 

باران قبل از جشن فارغ التحصیلیه نانا (خاله افسونی)

نانایی مبارکت باشه!

سه شنبه 28 مرداد 1393به قلم: رویا
باران در اردیبهشت93!!!!

سلام گل مامانی

اولین روز اردیبهشت امسال برای سومین بار موهای خوشگلت رو کوتاه کردم و شما زیباتر از قبل شدی نازنینم

بیست و ششم اردیبهشت هم به طور یهویی خودت دیگه حاضر نشدی پوشکت کنم و گفتی من دیگه بزرگ شدم پوشک نمیخوام و خدا رو شکر خیلی راحت از پوشک گرفته شدی و من به این همه ترسی که از این موضوع داشتم خنده ام گرفته بود

عزیز دلم عکسهای اردیبهشت ماهت رو هم برات میذارم گلم

خیلی دوستت دارم                  بیشتر از اون چیزی که تصور کنی

عاشقتم

چهارشنبه 15 مرداد 1393به قلم: رویا
باران در فروردین 93

باران در حال رنگ کردن تخم مرغ سفره هفت سین

باران و سفره هفت سین

باران در دماوند

باران در بروجرد

باران در شمال

باران سیزده بدر (تولد عمو محسن)

باران در هایپر

باران و پارک شن بازی

دخترک نازم خیلی دوستت دارم 

بهار زیبایی با شما داشتیم

خداروشکر هزار بار

چهارشنبه 8 مرداد 1393به قلم: رویا
من اومدم!!!!!!!!!!!!!!

سلام به دختر گلی و همه دوستان

بالاخره امروز تونستم یه سر به وبلاگ دخمری بزنم

دخترم ببخشید خیلی سرم شلوغه و مثل قبل نمیتونم بیام اینجا ! ولی سعی میکنم این چندوقته رو به روایت تصویر کم کم برات بزارم 

دوستای گلم از شما هم معذرت میخوام 

خدا رو شکر حال ما خوبه ، ممنون از همگیتون خیلی به ما لطف دارین

دوستتون دارم 

چهارشنبه 8 مرداد 1393به قلم: رویا
تاخیر
دوستای گلم سلام حال ما خوبه ممنون از پیامهاتون راستش اصلا وقت ندارم بیام وبلاگ دخمری رو بروز کنم ان شاالله در اولین فرصت میام
جمعه 19 ارديبهشت 1393به قلم: رویا
باران و خانه تکانی

 باران عزیزم این متن رو خیلی خوشم اومد برای بعدنت میگذارم تا بخونی و بهش عمل کنی

خیلی دوستت دارم عروسک قشنگم

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن
دلت را بتکان
اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین
بگذار همانجا بماند
فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش
قاب کن و بزن به دیوار دلت …

دلت را محکم تر اگر بتکانی
تمام کینه هایت هم می ریزد
و تمام آن غم های بزرگ
و همه حسرت ها و آرزوهایت …

حالا آرام تر، آرام تر بتکان
تا خاطره هایت نیفتد
تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟
خاطره، خاطره است
باید باشد، باید بماند …

کافی ست؟
نه، هنوز دلت خاک دارد
یک تکان دیگر بس است
تکاندی؟
دلت را ببین
چقدر تمیز شد… دلت سبک شد؟

یهحالا این دل جای “او”ست
دعوتش کن
این دل مال “او”ست…
همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا
و حالا تو ماندی و یک دل
یک دل و یک قاب تجربه
یک قاب تجربه و مشتی خاطره
مشتی خاطره و یک “او”…

یک او...،یعنی همان خـــدا...

                                                

      

                                                خـانه تـکانی دلـت مبـارک

سه شنبه 27 اسفند 1392به قلم: رویا
کاش کنارمون بودین

اینروزا دلم تنگه ...

            از در و دیوار قلبم نم دلتنگی میباره

                                            بگو که دستات هنوزم واسه من یه چتری داره

            دستامو تنها گذاشتی تو نمیدونی چیه دردم

                                               از همون لحظه که رفتی دیگه زندگی نکردم

             خاطراتت مونده اینجا اما آرومم نکرده

                                                به خدا دلتنگیهامو ذره ای آروم نکرده

              


 

 

همیشه توی قلبم زنده اید

دوستتون دارم

سه شنبه 27 اسفند 1392به قلم: رویا
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 25 صفحه بعد
 >